تبلیغات
شجره ی طیبه - آیا جهان آفریدگاری دارد؟ (اثبات استدلالی)
 
«...ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ»
«... خداوند «کلمه طیبه» را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!» ابراهیم 24


  :: مدیر وب سایت : مهدی حسینی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

آیا جهان آفریدگاری دارد؟ (اثبات استدلالی)
چهارشنبه 13 شهریور 1392 ساعت 02:16 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست مهدی حسینی | ( نظرات )

مسائل علمی را می توان به دو دسته ی استدلالی و تجربی دسته بندی کرد که در این پست به توضیح مسائل استدلالی خواهیم پرداخت.

«مطلب استدلالی مطلبی است که نیاز ندارد انسان عملاً آن را مورد آزمایش قرار دهد؛ بلکه با نیروی برهان و استدلال هم می توان به آن یقین کرد. مثلاً مسائل ریاضی و مسائل فیزیکی، این ها مسائل استدلالی هستند. یک دانش آموز با برهان و با استدلال می تواند برای خود ثابت کند که مثلاً دو زاویه اگر متقابل باشند چه نسبتی میان آن ها برقرار است. نیازی به تجربه ندارد یعنی نیازی ندارد که مثلاً وسیله ای را در نظر بگیرد و اندازه گیری کند که آیا این زاویه با آن زاویه برابر است یا نه! خود استدلال مطلب را ثابت می کند. نیازی به این که شما عملاً آن را تحت تجربه و آزمایش قرار دهید ندارید. احیاناً هم اگر آزمایش کنید، برای این است که می دانید استدلال شما درست است و فقط می خواهید تأییدی هم پیدا کنید و الّا نیازی به آزمایش نیست»(1)

حال در این جا اگر بخواهیم مسئله ی خدا را به صورت استدلالی اثبات کنیم با مکاتبی در این زمینه رو به رو می شویم. این مکاتب می گویند خدا را باید از راه استدلال شناخت. یکی از این مکاتب، مکتب ارسطویی است. ارسطو وجود خدا را با یک برهان که نامش محرک اول است ثابت می کند.

وی می گوید:«آنچه در طبیعت است متحرک است و هر متحرکی یک محرک لازم دارد و باز خود آن محرک اگر از سنخ طبیعت باشد متحرک است و محرکی نیاز دارد و چون بی نهایت نمی تواند در آن واحد یک شکل که حرکت می کند، یک محرکی داشته باشد و باز خود آن محرک متحرک باشد، پس تمام حرکات عالم منتهی می شود به محرکی که آن محرک غیر متحرک است»(2)

بگذارید برای روشن شدن این مطلب مثالی را ذکر کنم.

در آغاز قرن 20 میلادی بر اساس مطالعاتی که دانشمندان در ساختار جهان داشتند به کشف عظیمی در باب آغاز هستی دست یافتند که به نظریه ی مهبانگ و یا بیگ بنگ (Big Bang) شهرت یافت. دانشمندان به این عقیده رسیده بودند که جهان در حال انبساط است و در سال 1931 ژرژ لومتر(دانشمند بلژیکی) برای نخستین بار نظریه ای را مطرح نمود که اگر بشود در زمان به عقب برگردیم، هر چه عقب تر رویم مسلماً جهان کوچکتر می شود و در نهایت در یک زمان محدود در گذشته کل جهان در یک نقطه متمرکز بوده است. با به تکامل رسیدن این نظریه این سؤال در اذهان دانشمندان علم فیزیک ایجاد شد که آن نقطه ی متمرکز چگونه ایجاد شده و از کجا آمده؟! به عبارت دیگر چه چیز محرک این متحرک بوده در حالی که می دانیم هیچ چیز از نیستی به وجود نمی آید. در این جاست که علم قرن 21 و دانشمندان هم از درک این مطلب عاجز مانده که واقعاً چگونه ممکن است؟!!(3)

این مثال نوعی روش استدلالی بود که در آن به زیبایی پی می بریم خالقی توانا این جهان را آفریده است.

«أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ أَ فَلاَ یُؤْمِنُونَ‌«(4)

«آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمی‌آورند؟!»

(1)(2) برگرفته از سخنرانی شهید بزرگوار مطهری با موضوع توحید

(3) دانشنامه ی ویکیپدیا فارسی

(4) آیه ی 30 سوره ی نباء





:: برچسب‌ها: استدلال , الله , خدا , آیا خدا وجود دارد , Bg Bang , مهبانگ ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.